عشق حقیقی

روزی شخصی در حال نماز خواندن در راهی بود.

مجنون بدون توجه ازبین او و مهرش عبور کرد .مرد نمازش را قطع کرد و داد زد هی چرا بین منو خدایم فاصله انداختی؟

مجنون به خود آمد و گفت : من که عاشق لیلی هستم تورا ندیدم  !

تو که عاشق خدای لیلی هستی چگونه مرا دیدی ؟!!!

 

آیا توجه داریم که خدایی را عبادت کنیم که کسی نتواند بین ما و او فاصله بیندازد ؟

آیا میتوانیم طوری عبادت کنیم که غیر از خدا را نبینیم ؟

عباداتی غیر از این مایه اسقاط تکلیف است نه تقرب !!!

پس بیاییم بیشتر توجه کنیم !!!

/ 4 نظر / 14 بازدید
غزل

اولش شیرینه اولش عشق سرزده میاد تو دلت اما... اخرش تلخ آخرش تموم هستی ات رو ازت میگیره تا از دلت دست برداره

غزل

مممنونم ک اومدین....